|
منوی اصلی آخرین نقاشی ها
دوستان هنرمند من
پیشنهادهای مفید آمار وبلاگ
به رنگ چشمان تو رهرو آن نیست، گهی تند و گهی خسته رود...................... رهرو آن است ، که آهسته و پیوسته رود.............................
رنگ روغن روی بوم -بهمن 90- نام اثر : گلنار ، (۷۰ * ۵۰ ) ، فاطمه قاضی شنبه 22 بهمن ماه سال 1390 :: 00:59 AM :: نویسنده : فاطمه قاضی
نام اثر : نازگل ( ۷۰ * ۵۰ ) مدت زمان : ۱۵ ساعت فاطمه قاضی گاهے دلم نهر آب مےخواهد... و کودکانے که بے دغدغه تن به آب مےسایند... با اردک ها ، آب باز ے مے کنند ... و در خنده هاے بے دلیلشان غرق مےشوند... گاهے دلم قایقے مے خواهد... تا به آب اندازم ... تا ازین خاک غریب دور شوم ... ... صبر کن سهراب ! قایقت جا دارد ؟ من از همهمه ے داغ زمین بیزارمشنبه 14 خرداد ماه سال 1390 :: 00:06 AM :: نویسنده : فاطمه قاضی
از نظرات دوستان و هنرمندان عزیزم واقعا ممنونم ... تصمیم گرفتم پیشنهاد های شما رو زیر هر کارم بنویسم تا هیچ وقت فراموششون نکنم و در کارهای جدیدم ازونها استفاده کنم... باز هم ممنون به خاطر لطف تک تک شما!!! یکشنبه 5 دی ماه سال 1389 :: 12:00 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
نام اثر : گلبهار سایز: ( 50 * 50 ) فاطمه قاضی «ای زنی که صبحانه ی خورشید در پیراهنِ توست، پیروزیِ عشق نصیبِ تو باد.» "شاملو" بیاییم لباس غم را با لباس شادمانی عوض کنیم . به پاییز زیبا ، به اشک باران و به اشتیاق گل برای باز شدن خنده کنیم و بپذیریم که شادمانیهای زندگی کم از غمهای پیرامون ما نیست . توضیحات نقاش و پیشنهاد های دوستان در خصوص اثر گلبهار سه شنبه 9 آذر ماه سال 1389 :: 12:54 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
نام اثر : گل و گلدان سایز: ۳۵ * ۴۵ گل گلدون من ماه ایوون من من شدم رودخونه دلم یه مرداب دره مهتابی میشه ... پنجشنبه 4 شهریور ماه سال 1389 :: 2:32 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
دوشنبه 4 مرداد ماه سال 1389 :: 2:00 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
بعد از یه مدت زیاد که رنگ روغن کار کردم... دوباره می خوام قدیمی بشم... می خوام سیاه سفید بکشم... بعضی موقع دوست دارم از خیلی چیزای رنگارنگی که دوروبرم هست فرار کنم... بعضی موقع دوباره سادگی رو دوست دارم... پس حالا...دوباره سعیمو می کنم ... دوباره چهره یه دختر زیبا و معصومو می کشم... این دفعه زیبا تر از قبل ... دقت بیشتری می کنم و تمام سعیمو می کنم...
ولی... باز اگر یه ذره توش ایراد پیدا شد نا امید نمی شم... دوباره و دوباره و دوباره می کشم... تا موفق بشم ... دوست دارم تو همه کارام اینقدر پشتکار داشته باشم.............. مطمئنم چهره بعدیم صد برابر بهتر از این می شه... آخه من خودمو باور کردم... خیلی وقته....
سه شنبه 22 تیر ماه سال 1389 :: 5:22 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
تو نقاشی...تو عاشقی.. اما من فقط شاعری عاشقم
جمعه 7 خرداد ماه سال 1389 :: 5:37 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
پر از صدای بال بود دل پرنده در قفس اسیر این خیال بود *** درون ذهن خسته اش صدای بال می شنید چگونه می شد از قفس به سوی این صدا رسید؟ *** چه روزها که با دلی شکسته گریه کرده بود ترانه ای از این صدا به خانه هدیه کرده بود *** صدای گریه های او به گوش ها قشنگ بود غمی نبود اگر کمی دل پرنده تنگ بود جمعه 7 خرداد ماه سال 1389 :: 5:08 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
جمعه 7 خرداد ماه سال 1389 :: 5:03 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
یادمان باشد به دل کوزه آب ، که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنیم تا اگر آب در آن سینه ی پاکش ریزد ، آبرویش نرود یادمان باشد فردا حتما ناز گل را بکشیم حق به شب بو بدهیم نخندیم دیگر به ترک های دل هر گلدان و به انگشت نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا زندگی باید کرد و بدانم که شبی خواهم رفت و شبی هست ما را که نباشد پس از آن فردایی جمعه 7 خرداد ماه سال 1389 :: 4:55 PM :: نویسنده : فاطمه قاضی
|